الشيخ محمد علي الگرامي القمي

71

مالكيت ها ( فارسى )

حيازت كند ، مالك آن مىشود . نيز از ادلّهء مزبور استفاده شده است و مقتضاى همهء آن‌ها ، همين ملكيّت مقدار برداشت از مباحات ( و از جمله معادن ظاهرى ) مىباشد . امّا معادن باطنى ، عنوان احيا پيدا مىكند ؛ زيرا بدون كاوش و حفاّرى و جدا كردن قطعات خالص يا مخلوط آن از زمين ، امكان استفاده وجود نخواهد داشت . با الغاى خصوصيّت از ادله احياى زمين مىتوان حكم معادن را نيز استفاده نمود . چنان كه از برخى روايات به خوبى توسعهء حكم مزبور استفاده مىشود . از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است : كسى كه درختى غرس كند ، يا نهر ، و رود تازه‌اى ايجاد كند كه قبلًا كسى ايجاد نكرده باشد و يا زمين مرده‌اى را زنده سازد ، به حكم خدا و پيامبرش مال او خواهد بود . « 1 » به خوبى روشن است كه اين روايت هر كار تازه و ايجادى جديد در طبيعت را موجب ملكيّت آن مىداند . اين حكم را مىتوان از حديث زير و امثال آن نيز استفاده نمود : . . . ايمّا أقوم حيوا شيئا من الأرض او عملوه فهم احقّ بها و هى لهم هر گروهى كه چيزى از زمين را زنده كنند يا كارى در آن بنمايند ، از ديگران در ملكيت آن شايسته‌ترند و آن مال آن هاست . « 2 » معلوم است كه منظور از زنده كردن چيزى از زمين ، فقط سطح زمين و براى كشاورزى نيست بلكه منظور هر چيزى است كه جزء زمين است ، زيرا وقتى چيزى مورد استفاده نيست ، مرده است و اثرى در زندگى فرد و جامعه ندارد ، و استخراج معدن و بيرون آوردن موادّ خام مورد نياز ، زنده كردن آن است .

--> ( 1 ) - 2 / 1 احياء موات معتبرهء مسكونى . ( 2 ) - 1 / 1 احياء موات وسايل و همچنين 1 / 3 4 .